سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی انقلاب ما
بارالها ! دوستی ات را محبوب ترین چیزها نزدم گردان . ترس از خودت را ترس بارترین چیزها برایم قرار ده و با شوق دیدارت، نیازهای دنیا را از من ببُر و هر گاه چشمْ روشنی اهل دنیا را از دنیایشان قرار دادی، چشمم را با عبادتت روشن کن . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

شاهد


اینجا سکوت امپراطور رؤیاهاست

 نه "بانوی من" به کار دلم می آید نه "سرورم"!

کفش های کوچک قلبم هرچقدر هم بدوند به گرد پای غمزه ی چشمهایت نخواهند رسید

بی خیال احساس!

اینجا دارالفنون عقل است و دیوارهایش زیر بار بایدها و نبایدها دارند میمیرند....

وقتی تو نیستی حرف هایم به دل گوش های خودم هم نمی نشینند

بی تو تنها اشک زبان مرا می فهمد

این روزها بدجور بد شده ام

حالا پناه می برم به حرف هایش از شرّ خودم. بسم الله ....



شاهد ::: چهارشنبه 91/5/4::: ساعت 2:33 عصر


مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

زین سبب قیمت من سر به فلک می ساید

من همان تخم طلایم که شما کشتیدم

این گرانی به جزا بر سرتان می آید

شجره نامه ی من تازگیا کشف شده

جدّه ی مادری ام مرغ هما  بی شاید!

گاوصندوق مهیا بکنید از بهـرِ

تکه بالی ز من ار گیر شما می آید

هی مرا آب پز و جوجه کبابم کردید

شیخ ما حکم به تکفیر شما فرماید

عیب کردید چرا در جگرم هورمون هست

قیمت آن جگرم، خون جگر می باید

تازگی شوهر خوبی شده آقای خروس

زانکه مهریّه ی ما روز شمار افزاید

(شعر از شاهد)



شاهد ::: یکشنبه 91/5/1::: ساعت 6:57 عصر


کاشان چشمانت

سرم داغ است و می دانم

که گرمای محبت را

شکوه حرف های تو

به کام جان من بخشید

و حالا در عبور از لحظه های سرد دلتنگی

من و یادت هم آغوشیم و می دانم

که گلبرگ نفس هایت

تمام شعرهایم را غزل کرده ست

اگر سهراب می آمد

و در کاشان چشمانت

عروج ذوق را می دید

خوب می دانم

که دیگر حوض نقاشیش

بی ماهی نمی ماند و

شبیخون های حجم تو 

به چشمش خوب می آمد.

تو افسانه ترین مجنون

میان قصه های خوب و شیرینی

تو شاید معنی یک وِرد

در رقص سماع عاشقی باشی

و من در فهم تفسیرت

همیشه نمره ی تجدید می گیرم

و حالا سخت دلتنگم...

(شعر از شاهد)

 



شاهد ::: شنبه 91/4/31::: ساعت 9:7 صبح


تنــت می ســوزد از بــی داد عصر سرد نـــامردی

و من در خواب غفلت بودم و در دام بی دردی

تو را با نام بودا سـوختند و حالا به پا کردند

به پیش چشم عالم، قصّه های ناجوانمردی

هنوز از قصّه ی هابیلیان بوی تو می آید

که در افسانه های شرقی این دشت می گردی

تو را بر کنفرانس بی عدالت ها امیدی نیست

نــدای "یــا محمّـــد" را به یـــاد دهر آوردی

دوبـــاره عصـــر آهــن آبرویــــش رفـــت با آهت

تو دست آهنینش را چه مظلومانه  روکردی  

(شعر از شاهد)



شاهد ::: پنج شنبه 91/4/29::: ساعت 11:21 صبح


از اون دست آدم هایی نیستم که بگم دولت و نظام ما هیچ اشکالی نداره و مملکت ما در نهایت گل و بلبلی به سرمی بره اما...

اما شدیدا مخالفم با آدم هایی که درمورد هر مشکلی انگشت اتهام رو به سمت دولت نشونه می رن و انگار نه انگار که خودشون هم توی این کشور زندگی می کنن و در واقع این مردم هستند که دولت رو به وجود میارن! و اصولا و با کمال احترام باید بگم که اینجور آدما حالم رو به هم می زننتهوع‌آور

نمونه ش همین دیروز بود که نی نی شاهد رو بردیم سرسره ی آبی... کلی بهش خوش گذشت و کلی در کف تغییرات زیبای ایجاد شده در ساحل رودخانه بودیم که خانمی از مسئول اونجا پرسید: چرا سرسره ی آبی رو برای خانم ها راه اندازی نمی کنید؟ و بی معطلی جواب شنید: درخواست دادیم مجوز ندادن! ...

و شنیدن همین کلام کافی بود تا چهره ی شنوندگان در هم بره و خب ته ذهن همه شون یه جمله ویراژ بده و تک چرخ بزنه که: اَه از دست این دولت و این مجوزها! مشکوکم ...

ولی جناب مسئول سرسره انتظار مستمعین سریشی مثل ما رو نداشت و وقتی با نگاه منتظر ما روبرو شد فهمید که مجبوره دلیل عدم دادن مجوز رو بگه و لاجرم گفت : گفتن باید مجموعه رو سرپوشیده کنید تا مجوز بدیم ... و اینجا بود که همه با پوزخند گفتیم : پ نه پ!پوزخند

خدای من یعنی ایشون میخواسته بدون اینکه مجموعه حفاظ داشته باشه مجوز شنای بانوان براش صادر بشه!!! اون وقت تقصیر دولت و شهرداریه که بهش مجوز ندادن!!!!!!!!! یعنی چی؟

خدایا به ما بصیرتی عطا کن تا نادانسته قضاوت نکنیم. الهی آمین

پ ن1: مسئولین محترم شهرداری دزفول لطفا سریعتر فکری برای استفاده راحت بانوان از آب پرطراوت رودخانه ی دز کنید. قبلا از همکاری شما ممنون!

پ ن2: نوع پوشش آقایون در استفاده از این سرسره آبی با توجه به باز و قابل دید بودن اون اصلا مناسب شهرشهیدپرور و دارالمومنین دزفول نیست.



شاهد ::: شنبه 91/4/10::: ساعت 9:52 صبح

<      1   2      

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 93
کل بازدید :448189
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
مدیر وبلاگ : شاهد[596]
نویسندگان وبلاگ :
اون یکی شاهد (@)[14]


« زبانی دارم که مانند تیغ زهراگین است. با همین زبان از عظمت ملت خود که دارای مکارم بسیار است دفاع می کنم.»
 
 
 
>>لینک دوستان<<
سلمان علی ع
کلبه
یادداشت های شخصی محسن مقدس زاده
فصل انتظار
لحظه های آبی
بندیر
سامع سوم
جبهه وبلاگی غدیر
جامانده
نی نی شاهد
مهربان
گل آفتابگردون
پا توی کفش شهدا
دریای دل
میم.صاد
سیمرغ
دفاع مقدس
به وبلاگ بر بچون دزفیل(دزفول) خوش اومهِ
یک نفس عمیــــــــــق
طوبای محبت
مهربانی
خاکریز ولایت
پیاده تا عرش
هیئت فاطمیون شهرضا
یک جرعه آسمان
اس ام اس های مثبت
عشق نامه
تربت دل
غزه در فلسطین
آنتی التقاط
نگاهم برای تو
حاج آقا مسئلةٌ
حقیقت بهائیت
از این دست
خواهر خورشید
دیسون
نیروی امنیتی
پـــــــــلاک
دکتر علیرضا مخبردزفولی
ناصیران
منم سلام
هنر آشپزی
تمهید سبز
کِلکِ بی کلک
خاک
خاکریز مقاومت دزفول
رحمت خدا
ارمینه
تا اقیانوس(میثم خالدیان)
یاد شهدای اندیمشک
اهدنا الصراط المستقیم
شاعرانه(عبدالرحیم سعیدی راد)
از 57
موجی
ملامحمد علی جولای دزفولی
بانک اشعارعاشورایی(سعیدی راد)
حروف سیاسی
وسعت دل
بُنگروز(پرموز)
ناگهان ترین
سبوحا- حاج اقا جلیلی
کیستی ما(یامین پور)
خورشید عالم تاب
یادداشتهای یک خبر نگار
سراب طنز
مرکز عاشورا دزفول
چوب خدا
راه 57
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
مسجد حضرت ابوالفضل(ع) اهواز
بچه های مسجد نجفیه دزفول
فاتحان دز
حسین سنگری
الف دزفول
التیام ( شعرهای مستعان)
گروه فعالان مجازی نخیل
بسیجیان پایگاه شهید سیادت
یاد شهیدان و رزمندگان اندیمشک
لبیک یا امام
شهید روح ا...سوزنگر
یک طلبه
پاورقی
خاطراتی شیرین از یک زندگی مشترک
باشگاه خبرنگاران-ویژه نامه شهادت حضرا زهرا(س)
عطار نــــــــــــامه
زن،بصیرت،عفاف و حجاب
نرمافزار مدیریت اطلاعات شهدا(ایثار)
کلیـــــد
میثاق(مسجدامام حسن عسکری دزفول)
خاطرات شهدا
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
 
>>موسیقی وبلاگ<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<