• وبلاگ : شاهد
  • يادداشت : پياده بودند...پياده هستند
  • نظرات : 0 خصوصي ، 8 عمومي
  • پارسي يار : 2 علاقه ، 2 نظر
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام
    چه حس خوبي در ابيات اين شعر بود...هر چه ميگردم ايرادي پيدا کنم نميشود....وقتي خودت غرق چيزي ميشوي ديگر حرفي براي گفتن نداري.....
    پاسخ

    سلام. حس خوبتون مستدام
    سلام . برادر وقتي نظرتونو ديدم اساسي دلم گرفت (سلام. هرچند احمالا از ديدن من خوشحال نشديد ولي ان شاءالله سفر خوش ، با معرفت ، سلامت و پربرکتي داشته باشيد.... به خورشيدهاي دلمون که از عراق مي تابند سلام برسونيد) ما کي باشيم نائب الزياره بودم التماس دعا
    پاسخ

    سلام. معذرت مي خوام که باعث گرفتگي دلتون شدم... ان شاءالله قسمت هر ماه تون باشه

    مجددا سلام ... همچين غزل ضعيفي هم نيست فقط نياز به چکش کاري داره ... البته زير دست دکتر سنگري بيفته که ديگه خدا بايد رحم کنه...

    نو آوري در شعر مهم ترين مساله ايه که بايد يه شاعر بهش توجه داشته باشه ... البته نو آوري درست:

    زندان به خواب رفته و در گوشش، غوغاي رد پاي تو پيچيده است
    شب نيست از تراکم خاموشي، خورشيد در عباي تو پيچيده است

    يا

    با يازده پيمانه تکليف زمين گيج است
    شک نيست در ميخانه جام ديگري باشد

    و مثال هاي متعددي که همه جا موجود هست ... در انتخاب واژگان دقت بيشتري به خرج بديد ... و باز هم همون حرف هميشگي:

    مطالعه مطالعه مطالعه...

    بصورت ريز تر بعد از امتحاناتم براتون مي نويسم...



    پاسخ

    سلام... تشکر . ان شائالله امتحانات رو با موفقيت پشت سر بزاريد

    يا حبيب الباکين
    به بهانه شهادت مصطفي احمدي روشن با شعري با مطلع:
    "صداي پاي تو در گوش آسمان پيچيد
    نسيم نام تو در گيسوي جهان پيچيد"
    بروزم
    يا حق
    پاسخ

    سلام . با اشتياق ميام خدمتتون
    ما ديديم. تازشم.
    پاسخ

    خوش به حال شما هم مث ما تازشم تر! :دي

    آب اهواز تاثير خودشو گذاشت و براي عربا هم نوشتي.....سلام .


    پاسخ

    سلام... باز خوبه آب تصفيه کن داريم :دي ...شوخي مي کنم ما مخلص عرب ها و لر ها و ...ايراني ها هستيم
    کاشکي شماهم بوديدومي ديديدکه وقتي توي خونمون مراسم گرفته بوديم چه قدرشلوغ بود.........................واقعاديدني بود.
    اصلاجاي سوزن هم نبود!

    پاسخ

    سلام . با اين توصيفي که تو کردي خب اگه ما مي اومديم که بايد مي مونديم پشت در! جامون نمي شد :دي
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ يكشنبه 25 دي 90 نوشته (پياده بودند...پياده هستند) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    سلام . ممنون آقا پوريا